عازم خونه مونیم
سلام قند عسلم
الان که دارم مینویسم برات ، شما و بابایی خوابیدین و منم چون وقت نکردم این چند روز بیام و وبلاگت رو بروز کنم ، وقت رو غنیمت شمردم و اومدم تا چند تا عکس از این چند روز بزارم...
عشق مامان امشب شب آخریه که بیرجندیم
انشا الله فردا صبح شاید ساعتای 8.5 حرکت کنیم سمت مسجد سلیمان
تو این یه ماه و نیمی که بیرجند بودیم خیلی خیلی بهمون خوش گذشت شما هم کلی عادت کردی به همه و نمیدونم تو مسجد سلیمان چجوری سرخواهی کرد با تنهایی..امیدوارم زیاد اذیت نشی
ولی اینو هم بگم که اینبار ، بار آخریه که مسیرمون سمت مسجد سلیمانه ...چون بابایی بعدش انشا الله انشاالله از اونجا منتقل میشه و میریم یه شهر دیگه حالا کجاش بماند هر وقت قطعی شد میگم
یه معذرت خواهی باید ازت بکنم بخاطر بد قولیم
...قرار شد باقی عکسای سفر مکه مون رو برات بزارم ولی فرصت نشد الانم واقعا خسته ام بزور اینجا نشستم
... چون حیفم اومد چند تا عکس از عیدت نزارم
یه عالمه عکس خوشکل از سفرمون هست که انشا الله برگشتیم و فرصت شد حتما برات میزارم
دوستت دارم دختر کچلم
شبت ستاره بارون
میسپارمت به خدای مهربون






عازم خونه مونیم 
